میانگین های متحرک :یکی از متداول ترین و پرکاربردی ترین اندیکاتور (( نوسان نما)) های تکنیکال میباشد. به علت ماهیت و ساختار آن و به علت اینکه کاربرد ساده و قابل گسترشی دارد پایه و اساسی بسیاری از اسلاتورهای تکنیکی و تعقیب کنندگان روند میباشد که امروز کاربردهای زیادی یافته اند . تحلیل نمودارها فرایندی دهنی است و از اینرو آزمون صحت آن کتر ساده ای نیست به این دلیل است که تحلیل های نمودار ها را نمیتوان به کامپیوتر ها واگذار کرد. در عوض قاون میانگین متحرک به سادگی قابل برنامه ریزی با کامپیوتر است و در نتیجه میتوان اخطار های خرید و فروش را از کامپیوتر دریافت کرد. هر چند ممکن است دو تحلیل گر تکنیکی در مورد نوع نمودار و این که مثلاًبا یک الگو مثلث مواجه میباشند. یا با الگوی کنج اختلاف نظر داشته باشند و یا اینکه در مورد کاهشی یا افزایشی بودن الگوی حجم توافق مداشته باشند اما نمودار میانگین متحرک که از قیمت ها به دست می آید دقیق است و جای تردید باقی نمیگذارد
مفهوم میانگین متحرک
ابتدا تعریفی از میانگین متحرک را ارایه میدهیم . به بیان ساده میتوان گفت این اندیکاتور میانگینی از داده های اصلی روزانه ((معمولا قیمت پایانی )) است برای مثال اگر میانگین قیمت های پایانی 10 روز مد نظر باشد قیمت 9های آخرین 10 روز کاری را با یک دیگر جمع کرده و سپس حاصل را بر 10 تقسیم میکنیم . کلمه متحرک به این نکته اشاره دارد که فقط میانگین 10 روز آخر را در محاسباتمان لحاظ میکنیم . بنابراین دادهای اصلی که برای روز کاری جدید به جلو حرکت میکند رایج ترین راه محاسبه میانگین های متحرک استفاده از میانگین قیمت های پایانی 10 روز آخر کاری میباشد با اضافه شدن هر روز کاری جدید، قیمت روز یانزدهم حدف و حاصل جمع جدید دوباره بر تعداد روزهای (10) تقسیم میشود
میانگین متحرک: ابرازی انعطاف پذیر با تاخیر زمانی
میانگین متحرک اساساً یک ابزار تعقیب کننده روند محسوب میشود. هدف از استفاده از این ابزار یافتن اخطار های شروع روندهای جدید و پایان روند های قدیم و یا بازگشت ها میباشد. شکل ظاهری میانگین متحرک اغلب مانند یک خط خمیده است . نمیتوان از میانگین متحرک همانند ابزارهای که در تحلیل نمودارها به کار میروند برای پیش بینی حرکات قیمت استفاده کردند. میانگین های متحرک ابزارهای دنباله رو اطلاعات میباشند. و به هیچ عنوان هدایت کننده نیستند. از آنها نمیتوان برای جلو زدن از بازار استفاده کرد و صرفاً عکس العمل آنها به بازار قابل برسی میباشند. میانگین متحرک قیمت ها را تعقیب میکند و درباره شروع روند به ما اطلاع میدهند
میانگین متحرک یک ابزار انعطاف پذیر است. محاسبه میانگین های داده های قیمت، خطی انعطاف به نمودار اضافه میشود که مشاهده روند های داخلی نمودار را ساده تر میکند میانگین متحرک طبیعتاً دارای تاخیر زمانی نسبت به عملکرد بازار هستند میانگین متحرک 200 روزه نسبت به میانگین متحرک 200 روز ارتباط نزدیک تری با قیمت های روزانه دارد. با کم کردن دوره زکانی میانگین ، این تاخیر زمانی کاهش پیدا میکند ولیکن هیچ وقت کاملاً حذف نمیشوند هرچه میانگین متحرک برای دوره کوتاه تری محاسبه شود حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات قیمت دارد حال اینکه میانگین های طولانی تر از حساسیت کمتری برخوردار میباشد. میانگین های متحرک کوتاه مدت مفید تر ظاهر میشوند
چه قیمتی برای محاسبه میانگین متحرک مناسب است ؟
در مثالی فوق از قیمت پایانی برای میانگین متحرک استفاده کرده ایم هر چند به اعتماد بسیاری قیمت پایانی مهمترین قیمت روزانه بازار است و اطلاعات زیادی را دربر میگیرد و غالباً برای محاسبه میانگین های متحرک استفاده میشود ولیکن خواننده باید در نظر بگیرد که برخی از تحلیل گران تکنیکی علاقه مند هستند که از سایر قیمت ها استفاده کنند (مثلا برخی ترجیح میدهند که از نقطه میانی قیمت استفاده کنند که عبارت است از حاصل جمع بالاترین و پایین ترین قیمت روزانه و نقسیم آن بر عدد دو )

برخی دیگر به این ترتیب قیمت پایانی را در محاسبات خود دخیل میکنند که حاصل جمع قیمت های بالایی و پایانی را محاسبه و حاصل را بر عدد سه تقسیم میکنند و این عدد را مبنای محاسبه میانگین متحرک قرار میدهند
نوع دیگری از محاسبه نیز رایج است که در آن دو میانگین متحرک مجزا از قیمت بالایی و پایینی را محاسبه میکنند. نتیجه به صورت یک منطقه نوسانی است که شبیه یک باند متحرک عمل میکند
با وجود تمام این روش های مختلف ، قیمت پایانی هنوز رایج ترین و پرکارترین داده برای محاسبه میانگین متحرک میباشد. و ما نیز در ادامه این فصل به این موضوع بیتر میپردازیم
میانگین متحرک ساده
میانگین متحرک ساده یا حسابی متداول ترین میانگین در تحلیل های تکنیکی میباشد. اما برخی افراد به دو دلیل مفید بودن آن را زیر سوال میبرند . اولین انتقاد این است که در محاسبه این ابزار تنها دوره زمانی خاصی لحاظ میشود برای مثال تنها 10 روز آخر کاری ) دومین انتقاد آنها به میانگین متحرک ساده این است که در محاسبات ارزش و وزن یکسانی به روز های مخلتف داده شده است . مثلا در میانگین 10 روز قیمت پایانی روز آخر با قیمت 10 روز پیش از اهمیت یکسانی برخوردار میباشد
قیمت هر روز 10% از میانگین متحرک را تشکیل میدهد و یا در میانگین متحرک 5 روزه هر روز ارزشی معادل 20% از میانگین متحرک را خواهد داشت به اعتماد برخی تحلیل گران روزهای آخر باید وزن بیشتری داشته باشند
میانگین متحرک خطی وزنی
به منظور رفع مشکل وزن یکسان روزها برحی از تحلیل گران میانگین متحرک وزنی خطی را مطرح کرده اند. در محاسبه این میانگین قیمت روز دهم ( در روش استفاده از میانگین متحرک10 روزه) باید در عدد 10 ضرب شود نهمین روز در عدد 9 هشتمین روز در عدد 8 و الی آخر. همان طور که میبیند در این روش بیشترین وزن و ارزش به قیمت اخرین روز اختصاصی دارد سپس حاصل به دست می آید باید تقسیم بر حاصل جمع ضرایب شود (برای میانگین 10 روزه عدد 55 که حاصل جمع آن 10+9+8+7+6+….+1 میباشد)با وجود این میانگین وزنی خطی همچنان پاسخی برای ایت انتقاد که میانگین متحرک فقط دوره زمانی خاطی را دربر میگیرد در خود ندارد
میانگین متحرک نمایی
این نوع میانگین متحرک هر دو مشکل مطرح شده درباره میانگین متحرک ساده را حل میکند. اول اینکه میانگین متحرک نمتیی وزن بیشتری به اطلاعات روزهای جدید میدهد. بنابراین میتوان گفت یک نوع میانگین متحرک وزنی میباشد . با وجود اینکه در محاسبه میانگین متحرک نمایی قیمت های قدیمی تر وزن کمتری دارند ولی تاثیر تمام قیمت های دوره مربوط را شامل میشود
به علاوه کاربر اجازه دارد تا با تغییر ضرایب وزن بیشتر و یا کمتری را به قیمت های جدید بدهد. این کار با تعیین درصد وزنی برای قیمت آخرین روز شکل میپذیرد به این صورت که این درصد وزنی مربوط به آخرین روز سپس با درصدی که برای روز های قبل مشخص شده است جمع شود. جمع هر دوی این اعداد باید 100 باشد ، مثلا چنانجه برای آخرین قیمت ارزشی معادل 10%(0/10) تعین کنیم خواه ناخواه ارزش روزهای قبل عدد 90%(0/09) میباشد. از تعیین این ضرایب چنین برمیآید که قیمت آخرین روز 10%وزن کل میانگین را تشکیل میدهد و این معادل میانگین 20 روز کاری خواهد بود چنانچه ارزش کمتر از 5%به آخرین قیمت بدهیم در واقع کمترین ارزش را به آن اختصاص داده و در نتیجه میانگین کمترین حساسیت را خواهد داشت . این محاسبه میتواند معادل میانگین 40 روزه باشد انجام این محاسبات با کامپیوتر اسان تر بوده و میتوان از انواع میانگین متحرک ها استفاده کرد

نمایی از میانگین متحرکه 40 روزه که باعث تشخیص روند میشود
کابرد یک میانگین متحرک
متداول ترین نوع میانگین متحرک ، نوع ساده است و ما نیز تمرکز بیشتری بر روی آن خواهیم داشت. برخی از معامله گران برای دریافت خطاها صرفاً از یک میانگین متحرک استفاده میکنند برای این کار میانگین متحرک مربوط به روزهای مورد نظر بر روی نمودار میله ای قیمت رسم میگردد. اخطار خرید به این مفهوم است که قیمت پایانی بالاتر از میانگین متحرک قرار گیرد برای اطمینان بیشتر تحلیل گران تکنیکی علاقمند هستند که چرخش جهت میانگین متحرک را همزمان با عبور از قیمت مشاهده میشود چنانچه از فاصله زمانی خیلی کوتاه استفاده کنیم ( مانند 5یا10 روزه) میانگین متحرک اجباراً فاصله کمی با قیمت دارد و این دو به دفعات با یگدیگر برخورد میکنند این اتفاق میتواند هم خوب و هم بد ارزیابی شود. استفاده از میانگین متحرک با حساسیت بالا امکان افزایش تعداد معاملات را پدید میآورد (پرداخت کارمزد معامله و مالیات بیشتر) و نیز ممکن است اخطارهای نادرست زیادی نیز صادر شود (تیغ دولبه) زیرا برخی از تغییرات کوتاه مدت و تصادفی سهم (یا نویز) میتواند باعث ایجاد اخطارهای نادرست شوند
هرچند میانگین های کوتاه مدت تر اخطارهای اشتباه بیشتری صادر میکند ولی در عوض این برتری را دراند که اخطارهای تغییر روند را خیلی زودتر صادر میکنند در اینجا ما با یک مسله مواجه هستیم هدف یافتن میانگینی است که حساسیت آن در حدی باشد که بتواند اخطارهای به موقعی صادر کند و در عین حال به دلیل حساسیت زیاد در برابر تغییرات تصادفی 0یا نویز) اخطارهای اشتباه صادر نکنداینجا ما میتوانیم به برسی بیشتری بپردازیم که در حالی که میانگین بلند مدت تر در زمان باقی ماندن روند در مسیر خود کارایی بیشتری دارد ولی در زمان بازگشت اشکالات زیادی از خود نشان میدهد.
عدم حساسیت میانگین بلند مدت (به این دلیل که روند را در طولانی مدت دنبال کرده) که از درگیری بیش از اندازه آن با تصحیح های کوتاه مدت روند اصلی جلوگیری میکند در زمان بازگشت روند به ضرر معامله گرکار میکند. در اینجا اینطوری مطرح میکنیم. میانگین بلند مدت در زمان باقی ماندن روند بهتر کار میکند در حالی که میانگین کوتاه مدت در زمان آماده شدن روند برای بازگشت عملکرد بهتری دارد مشخص شده که استفاده از تنها یک میانگین متحرک به تنهایی چندین مشکل ایجاد میکند و بهتر است که همواره دو میانگین متحرک به کار گرفته شود

به تقاطع طلایی دقت کنید اخطار داده که روند ریزشی به صعودی تبدیل میشود
استفاده از دو میانگین متحرک برای دریافت اخطارها
به این تکنیک روش دو خط متقاطع گفته میشود.به این معنا که اخطار خرید زمانی ساطع میشود که میانگین کوتاه مدت تر از میانگین بلند مدت تر عبور و رو به بالا حرکت کند برای مثال دو ترکیب رایج از این دو ، میانگین های 5و 20 روزه و دیگری 10و50 روزه میباشد درحالت اول اخطار خرید زمانی صادر میشود که میانگین 5 روزه میانگین 20 روزه را قطع کند و رو به بالا حرکت کند ( اصطلاحاً به آن کراس طلایی گفته میشود)و زمانی که آن قطع و در زیر آن حرکت کند اخطار فروش صادر میشود در حالت دوم زمانی که این برخورد رو به پایین انجام شود نزولی آغاز میشود که (اصطلاحاً به ان کراس مرگ گفته میشود) تکنیک استفاده همزمان از دو میانگین متحرک در مقایسه با استفاده از یک میانگین متحرک باعث ایخاد کمی تاخییر نسبت به بازار میشود ولی در عوض اخطارهای نادرست کمتری ایجاد میکند

تقاطعی از کراس طلایی و کراس مرگ
تعیین سطوح حمایت/مقاومت به کمک اندیکاتور میانگین متحرک
شما میتوانید از میانگینهای متحرک برای تعیین سطوح حمایت و مقاومت هم استفاده کنید. اگر روند بازار صعودی باشد، یعنی قیمت در بالای میانگینهای متحرک خواهد بود. به همین دلیل میانگینهای متحرک حمایتهای بازار خواهند بود. اگر روند نزولی باشد، قیمت در زیر میانگینهای متحرک خواهد بود. پس مقاومت اصلی بازار میانگینهای متحرک خواهد بود.
توجه داشته باشید که با رسیدن قیمت به میانگینهای متحرک نباید انتظار واکنش فوری یا دقیق را داشته باشید. شکست های جعلی در میانگینهای متحرک یک پدیده طبیعی است. به همین خاطر به جای اینکه میانگینهای متحرک را به عنوان محل دقیق حمایت یا مقاومت انتخاب کنید، آنها را محدوده در نظر بگیرید. بهطور مثال شاید محدوده ۱۰ پیپی اطراف یک میانگین متحرک برای انتخاب محدوده حمایتی یا مقاومتی مناسب باشد.
.
استفاده از سه میانگین متحرک و یا روش سه خط متقاطع
حال به استفاده از روش سه میانگین متحرک رسیدیم .رایج ترین ترکیب مورد استفاده در این روش به کار بردن سه میانگین متحرک 4-9-18روزه است. این روش برای اولین بار توسط ((آر،سی،آلن)) در سال 1972در کتابش به نام 00چگونه در بازار های کالا شویم))و دوباره توسط همان نویسنده در سال1974 در کتاب ((چگونه از میانگین متحرک های 4 روزه ،9روزه و18روزه حالتی از 5-10-20 روزه میباشد که در بازارهای کالا کاربرد دارد. بیساری از نرم افزار های نمودارها به صورت پیش فرض از سه میانگین متحرک 4-9-18استفاده میکنند

چگونگی استفاده از میانگین متحرک های 4-9-18روزه
قبلاً این نکته را توضیح دادیم که میانگین متحرک های کوتاه مدت تر دنباله روی بیشتری از قیمت داشته و نسبت به میانگین های بلند مدت تر فاصله کمتری با قیمت روزانه دارد. به این ترتیب میتوان گفت که کوتاه مدت ترین میانگین متحرک یعنی 4 روزه بسیار به قیمت نزدیک است و پس از آن به ترتیب میانگین های متحرک 9و18 روزه قرار دارند. بنابراین اصلی ترین نشانه یک روند افزایشی این است که میانگین 4 روزه بالاتر از میانگن 9 روزه ای قرار گرفته است که خود بالاتر از میانگین 18 روزه میباشد و در روندهای کاهشی و بازگشت های دقیقاًمخالف این اتفاق می افتد یعنی این بار میانگین 4 روزه است که پایین تر از میانگین 9 روزه و آن نیز پایین تر از 18 روزه قرار میگیرد
در یک روند نزولی اخطار خرید زمانی صادر میشود که میانگین 4 روزه بالاتر از میانگین 9-18 روزه قرار گیرد و زمانی تایید میگردد که میانگین 9 روزه نیز بالاتر از میانگین 18 روزه قرار بگیرد. یعنی در نهایت میانگین 4 روزه بلاتر از 9 روزه و میانگین 9 روزه بالاتر از 18 روزه باشد در زمان وقوع تصحیح یا تثبیت روند ممکن است تداخلاتی در خطوط میانگین متحرک رخ دهد اما روند اصلی به حال خود باقی میماند برخی از معامله گران میتواند از این فرآیندهای تدخیلی سود کسب کنند و برخی دیگر ممکن است از آن به عنوان فرصتی برای خرید استفاده کنند. در این بخش با توجه به میزان ریسک پذیری شخص انعطاف پذیری بسیار زیادی برای استفاده از قوانین وجود دارد
در زمان بازگشت یک روند صعودی ابتدا کوتاه ترین (حساس ترین) میانگین متحرک -4روزه پایین تر از میانگین های 9-18 روزه قرار میگیرد این تنها یک اخطار فروش محسوب میشود برخی از معامله گران همین دلیل ابتدایی امتفا کرده و شروع به نقد کردن خریدهای خود میکنند. اگر بعد از آن میانگین متحرک بلند مدت تر یعنی میانگین متحرک 9 روزه نیز پایین تر از میانگین 18 روزه قرار گرفت اخطار فروش اولیه تایید میشود
باند های بولینگر
این تکنیک توسط جان بولینگر مطرح شد. در این روش دو توار (باند) معامله یعنی چیزی شبیه تکنیک پوشش در دو طرف میانگین متحرک قرار داده میشود با این تفاوت که باندهای بولینگر یا انحراف معیاری در بالا و پایین میانگین متحرکی که اکثراً20 روزه میباشد قرار گرفته است منظور از انحراف معیار یک مفهوم آماری است که بیان کننده پگونگی پراکندگی قیمت ها حول متوسط قیمت ها ( میانگین متحرک) میباشد استفاده از انحراف استاندارد این خاصیت را دارد که میتوان گفت با اطمینان 95%کلیه قیمت های که یک سهم از لحاظ آماری میتواند به خود بگیرد بین این دو باند قرار دارد. به عنوان یک قانون زمانی که قیمت ها به باند های بالایی برسند تمایل به بسط در جهت صعودی دارند (خرید های افراطی) و زمانی که باند پایینی را لمس کنند در آنها تمایل به بسط در جهت نزولی دارد
استفاده از بانداهای بولینگر برای تعیین هدف قیمت
یکی از ساده ترین کاربردهای باندهای بولینگر این است که باندهای بالا و پایین را به عنوان هدف قیمتی در نظر بگیریم. به عبارت دیگر اگر قیمت ها باند پایینی را ترک کنند و میانگین متحرک 20 روزه را رو به بالا قطع کنند مقدار باند باند بالایی را میتوان به عنوان هدف قیمتی فرض نمود، در حالت قطع کردن رو به پایین میانگین متحرک20روزه میتواند باند پایینی بولینگر را به عنوان هدف قیمتیبرای نزول قیمت فرض نمود در یک روند صعودی قوی (معمولاً قیمت ها بین باند بالایی بولینگر و میانگین متحرک 20 روزه نوسان میکنند) در این حالت قطع شدن میانگین متحرک 20 روزه رو به پایین میتواند نشانه ای از بازگشت قیمت ها و اتمام روند صعودی باشد
اندازه گیری تغییرات با پهنای باند
باندهای بولینگر با باندهای پوششی یک تفاوت عمده دارد و آن این است که باندهای پوششی همواره پهنای مشخصی بر حسب درصدی از میانگین متحرک دارند ولی باندهای بولینگر بر اساس تغییرات میانگین متحرک 20 روزه باز یا بسته میشود. در زمانی که تغییرات قیمت شدت میگیرد فاصله بین دو باند افزایش میابد و بر عکس در زمان کاهش تغییرات قیمت فاصله باندهای بولینگر از یکدیگر کم میشوند. یک تمایل ذاتی در باندهای بولینگر وجود دارد که باعث نوسان آنها بین دو حالت انبساط و انقباض میشود
نکته مهم باندهای بولینگر
زمانی که باندهای بولینگر به صورت غیر معمول باز میشوند اکثراً نشانه این است که روند قبلی ممکن است به زودی تمام شود و زمانی که باندهای بولینگر به طور معمولبه هم نزدیک میشوند اکثراً نشانه این است که بازار آماده آغاز روندی جدید میباشد با جایگزین کردن میانگین متحرک 20 هفته و 20 ماهه به جای میاگین 20 روزه میتوان باندهای بولینگر را برای نمودارهای هفتگی و ماهیانه به کار برد باندهای بولینگر زمانی که با یکی از نوسانگیر های تشخیص خرید افراطی و با فروش افراطی ادغام شوند کاربرد خوبی پیدا میکند
میان گذاری میانگین
از نظر آماری درسات ترین روش رسم میانگین متحرک میان گذاری است و به این معنی است که آن را در مرکز دوره زمانی تحت پوشش قرار میدهیم مثلاً برای یک میانگین 10 روزه پنج زور یه عقب برمی گردیم و میانگین 20 روزه را در 10 روز قبل رسم میکنیم البته اشکال اصلی میان گذاری میانگین متحرک را در انتهای دوره زمانی تحت پوشش قرار میدهند . تکنیک میان گذاری را بیشتر به طور اختصاصی برای تحلیل چرخه ای و برای جدا کردن چرخه های داخلی بازار استفاده میکنند
ارتباط میانگین متحرک و چرخه زمانی
بسیاری از تحلیل گران تکنیکی بر این باور هستند که پرخه های زمانی نقش مهمی را در حرکات بازار بازی میکنند. از آنجا که این چرخه های زمانی تکرار میشوند و قابل اندازه گیری هستند این امکان وجود دارد که بتوان زمان رسیدن بازار به سقف ها و کف ها را حدوداً تعیین میکند ممکن است تعدادی زیادی چرخه زمانی به طور همزمان پدید آید از چرخه زمانی کوتاه مدت 5 روزه گرفته تا سیکل زمانی 54 ساله کندراتیف. در فصل های بعد مفصل در مورد آن صحبا میکنیم . علت مطرح کردن موضوع چرخه های زمانی در این بخش این است که ظاهراً بین چرخه های زمانی داخلی موثر بر بازار و میانگین متحرک درست بازار ارتباط معنی داری وجود دارد به بیانی دیگر میانگین متحرک این توانایی را دراد که با چرخه مسلط بر هر بازار تنظیم شود
این طور به نظر می آید که ارتباط روشن و واضحی بین میانگین متحرک و چرخه های زمانی وجود دارد برای مثال چرخه زمانی یک ماهه یکی از بهتذین سیکل های عملیاتی شناخته شده در بازار های کالا میباشد. یک ماه 20-21 روزه کاری دارد چرخه های زمانی اغلب تمایل دارند که به صورت هماهنگ با چرخه زمانی بلند مدت تر و یا کوتاه تر بعد از خود شبیه بوده و یا ضریب دویی از آنها باشند. یعنی اینکه چرخه زمانی بلند مدت تر دو برابر طول چرخه جاری دارد و چرخه کوتاه مدت تر بعدی نصف این طول را دارا میباشد
بنابراین در چرخه زمانی یک ماهه معمولاً از میانگین متحرک5-10-20-40 روزه استفاده میشود میانگین متحرک 20 روزه چرخه یک ماهه را اندازه گیری میکند و میانگین 40 روزه دو برابر 20 روزه میباشد میانگین متحرک 10 روزه نصف میانگین 20 روزه و میانگین متحرک 5 روزه نصف میانگین 10 روزه است تعداد زیادی از میانگین متحرک های مطرح و پرکابرد (مانند میانگین های 4-9-18روزه که ریشه در میانگین های 5-10-20 روزه دارند) را میتوان به وسیله چرخه های زمانی موثر بر آنها و ارتباط هماهنگشان با چرخه های نزدیک به آنها تشریح کرد برای مثال چرخه زمانی 4 هفته ای میتواند برای تشریح قانون 4 هفته ای کمک کند که در ادامه این فصل به آن و نوع کوتاه مدت تر آن یعنی قانون 2 هفته ای خواهیم پرداخت
کاربرد اعداد فیبوناچی در میانگین های متحرک
در فصل مربوط به معرفی موج های الیوت و اعداد فیبوناچی را نیز مفصلاً برسی خواهیم کرد اما بد نیست در اینجا اشاره کنیم که به نظر می آید این سری اسرار آمیز از اعداد یعنی 13-21-34-55 و دنباله آن به خوبی خودشانرا در تحلیل های تکنیکی مطرح کرده اند کاربرد این اعداد نه صرفاً برای نمودارهای روزانه بلکه در نمودار های هفتگی نیز به خوبی صادق میباشد میانگین متحرک 21 روزه از اعداد فیبوناچی مشتق شده است و نیز میانگین متحرک 13 هفته ای در نمودار های هفتگی که چه برای بازار سهام و چه برای بازار کالا خود را به عنوان یک معیار مناسب مطرح نمودار است
کابرد میانگین متحرک در نمودار های بلند مدت
نباید از کاربرد این تکنیک در تحلیل روندهای بلند مدت صرف نظر کرد. میانگین های متحرک طولانی تر مانند 10یا 13 هفته و نیز میانگین های 30یا40 هفته ای کاربردهای زیادی در بازار سهام دارند ولی در بازارهای بهره باز توجه زیادی به آنها نمیشود میانگین های متحرک 10 یا 40 هفته ای میتواند برای پیگیری و شناسایی مسیر اولیه روند در نمودار های هفتگی بازار های سهام و بهره باز استفاده شود

میانگین های متحرک به عنوان یک اسیلاتور(نوسان نما)
یکی از راه های اختن یم اسیلاتور مقایسه تفاوت های بین دو میانگین میباشد. تکتیکی مشابه آنچه که در قسمت دو میانگین متحرک متقاطع گفته میشود البته این روش اخطارهای مناسب تری برای ما صادر میکند. و کاربرد آن نیز به مراتب بیشتر میباشد ما در فصل اینده خواهیم خواند که روش دیگری برای مقایسه دو میانگین متحرک نمایی میباشد (این روش میانگین متحرک همگرایی – واگرایی MACD نامیده میشود)
استفاده از میانگین متحرک برای سایر موضوعات تکنیکی
میانگین های متحرک را میتوان در بسیاری از موضوعات تکنیکی و اندیکاتورها به کار برد از آنها میتوان برای بهره های باز و نمودارهای حجم نیز و نیز نمودارهای حجم متوازن استفاده کرد میانگین های متحرک برای طیف وسیعی از اندیکاتورها و نسبت ها کارایی خوبی دارندو میتوانند مانند یک اسیلاتور نیز عمل کنند
قانون هفتگی
به جز میانگین های متحرک ابزارهای تعقیب کننده روند دیگری نیز وجود دارند یکی از بهترین و موفق ترین انها تکنیک کانال هفتگی قیمت است که قانون هفتگی نیز نامیده میشود این تکنیک بسیاری از فواید میانگین های متحرک را دارد و عین حال زمان کمتری را مصرف میکند و کاربرد ساده تری نیز دارد در دهه گذشته با گشترش تکنولوژی استفاده از کامپیوتر حجم چشمگیری از تحقیقات و برسی ها بر روی توسعه سیستم های خرید و فروش انجام شده. این سیستم ها کاملاً ماشینی میباشد و تاثیر قضاوت ها و هیجانات انسانی حدف شده است امروزه این سیستم ها به طور چشمگیری در حال توسعه هستند
در ابتدا یک میانگین متحرک ساده مورد استفاده قرار گرفت و سپس دو میانیگن و سه میانگین نمایش تقاطع آنها اضافه شدند. سپس این این میانگین های وزنی و میانگین هایی نمایی بودند که درمورد استفاده قرار گرفتند این سیستم ها اساساً تعقیب کننده روند میباشند. به این معنی که ابتدا روند را تشخیص میدهند و سپس در جهت حرکت روند معامله را انجام میدهند با افزایش کاربردی سیستم ها و اندیکاتور های پیچیده ای که به تازگی به تحلیل اضافه شده اند تمایل به استفاده از برخی تکنیک های ساده تری که به خوبی کار میکنند ولی هنوز در معرض آزمایش زمانی هستند نیز به وجود آمده
اکنون یکی از ساده ترین این تکنیک ها را به نام قاون هفتگی معرفی میکنیم در سال 1970 در شهر لافایت از ایالت ایندیانا کتابچه ای به نام ((دفترچه معامله گران)) توسط شرکت مالی دان و هارگیت منتشر شد در آن زمان شناخته شده ترین سیستم معاملاتی بازار کالا ، آزمایش کامپیوتری و سیستم مقایسه ای بود نتیجه نهایی تمام تحقیقات این بود که قانون هفتگی که توسط ریچارد دنچیان مطرح شده موفق ترین مورد در بین سیستم های مورد برسی بوده است
آقای دنچیان به عنوان اولین ابداعگر سیستم های خرید و فروش مکانیکی در بازار کالا شناخته شده است. (در سال 1983 سازمان مدیریت مالی آقای دنچیان را به عنوان اولین دریافت کننده ارزشمند ترین جایزه طرح های اجرایی برای نقش برجسته ایشان در زمینه مدیریت سرمایه معرفی کرد و امروز جایزه دنچیان به دیگر برندهای این زمینه تقدیم میگردد))
فعالیت های اخیر زیر نظر لوپیس لوکاس محقق سابق شرکت دان و هارگیت و مدیر فعلنی موسسه معاملاتی ویزارد (در ایالت ماساچوست) همچنان نتایج قبلی را مبنی بر فواید فوق العاده سیستم های نقاط شکست (یا کانال) ماشبه قانون هفتگی تایید میکند از میان 12 سیستم مورد آزمایش در طی سال های 1975تا 1984تنها چهار مورد نتایجی قابل قبول داشتند از بین این چهار مورد نیز دو مورد سیستم های شکست کانال و دیگری یک سیستم میانگین متحرک دوتایی متقاطع بوده است در تحقیقی که بعدها توسط لوکاس و برورسن به نام مور مالی (نوامبر 1990)منتشر شد که واقع یک تحقیق بسیار دقیق بر روی اطلاعات مربوط به سال های 1976تا 1986بوده و به مقایسه 23سیستم معاملاتی مختلف می پرداخت یک بار دیگر سیستم های نقاط شکست کانال و میانگین متحرک در صدر بهترین ها قرار گرفتند و سیستم نقاط شکست کانال فردی لوکاس به عنوان بهترین سیستم معاملاتی اعلام میکند
جایگزین های میانگین محترک
میانگین های متحرک همیشه هم کاربرد ندارد بهترین عملکرد آنها در زمان وجود روند در بازار است ولی در بازار های ساکن و دارای روند خنثی کاربرد مناسبی ندارد خوشیختانه نوع دیگری از اندیکاتورها به وجود آمده اند که در طی این دوره های خنثی بهتر از میانگین متحرک کار میکنند به آنها اسلاتور میگویند که در فصل های اینده به آنها میپردازیم